تبليغاتX
تاریخ معاصر ایران

بـعـد از انقلاب مشروطيت دولتمردان ايران به اين نتيجه رسيدند كه براى اصلاح امور مالى و تـمـركـز سـيـسـتم مالياتى ايران ، كارشناسانى را از كشورهاى بى طرف كه سابقه حضور اسـتـعـمـارى در ايران نداشتند، استخدام كنند. سرانجام با موافقت روس و انگليس كه در آن زمان با قرار داد 1286 ه‍ . ش / 1907 م ، ايران را به دو منطقه نفوذ تقسيم كرده بودند، (مورگان شـوسـتر) آمريكايى در سال 1290 ه‍ . ش / 1911 م ، به اتّفاق يك هياءت به ايران آمد. وى پـس از مـدّت كوتاهى قانونى از مجلس ايران گذراند كه به موجب آن قدرتش به عنوان خزانه دار كـل افـزايـش يـافـت . (شـوسـتـر) يـك سـازمـان ژانـدارمـرى نـيـز بـراى وصـول مـاليـاتـهـا تـشـكـيـل داد؛ امّا سرانجام روسيه و انگلستان فعّاليتهاى او را نقض قرارداد 1907 م ، دانسته و با فشار آن دولتها، ايران او را بركنار كرد.
شـركـت نـفـت آمـريـكـايى (استاندارد اُويل ) به كمك (مورگان شوستر) مستشار مالى پيشين و (آرتـور مـيـلسـپـو) رايـزن مـالى وزارت خـارجـه آمـريـكـا، در سـال 1300 ه‍ ش / 1921 م ، امـتـيـاز انـحـصـارى اكـتشاف و استخراج نفت از پنج استان شمالى كـشـور ـ اسـتـثنا شده از قرار داد دارسى ـ را از ايران گرفته و مجلس ايران نيز آن را تصويب كـرد؛ امـا پـس از يـك سـال دولت ايـران بـه عـلت فـشـارهـاى خـارجـى و داخـلى آن را لغـو كرد.
يـك سـال پـس از لغـو امـتـيـاز (شـركت استاندارد اويل )، (دكتر ميلسپو) در راءس يك هياءت از كـارشـناسان امريكايى به ايران آمد و فعّاليتهاى جديدى را براى گرفتن امتياز نفت آغاز كرد. سـرانـجـام ، بـا تـلاشـهـاى او در سـال 1303 ه‍ . ش ، امـتـيـاز نـفـت چـهـار اسـتـان شـمـال بـه يـك شـركـت امـريـكـايـى بـه نام (سينكلر) واگذار شد. اين شركت مدّتى در ايران فـعـّاليـت كـرد، امـا پس از كشته شدن معاون كنسول امريكا در تهران ، به بهانه عدم امنيت ، كار خود را در ايران تعطيل كرد.
(دكـتـر مـيـلسپو) از سال 1301 ه‍ ش به همراه يك هياءت ، سرپرستى امور مالى ايران را به مدّت پنج سال در دست گرفت . وى به اتّفاق همكارانش در اين مدّت رياست اداره درآمدهاى داخلى وزارت دارايـى ، خـزانه دارى كل اين وزارت خانه و سرپرستى مالى چند استان مهّم كشور را در دست داشت . او تلاشهاى زيادى براى اصلاحات امور مالى ايران انجام داد، امّا فعاليتهايش به نـفـع امـريـكـا از يـكسو و بحرانهاى اقتصادى از سوى ديگر، باعث شد كه رضاشاه ابتدا حدود اخـتـيـارات او را مـحـدود كـرده ، سـپـس دسـتـور خـاتـمـه خـدمـت او را بـدهـد و او كـشورمان را ترك كرد.

نویسنده :امید خسروی

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 10:58 | لینک  | 

بطور كلى هدايت و رهبرى نهضت اسلامى از سوى امام را به سه دوره مى توان تقسيم كرد. دوره اوّل از اعـتـراض بـه لايـحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى شروع شده و تا تبعيد امام به تركيه ادامـه دارد. دوره دوم از تـبـعـيد به تركيه و عراق آغاز شده و تا ورود به ايران در دوازده بهمن 1357 اسـت . دوره سـوم از ورود امـام بـه تـهـران آغـاز شـده و تـا هـنـگـام رحـلت ايـشـان در سال 1368 ادامه دارد.
در ايـن درس فـقـط بـه دوره دوم رهبرى امام ـ ره ـ و نقش ايشان را در اعتراض به تصويب لايحه كـاپـيـتـولاسـيـون تـا آغـاز شـعـله هـاى جـديـد انـقـلاب اسـلامـى در سـال 1356 مـورد بررسى قرار مى دهد. هر چند امام در اين سالها دور از كشور و پيروان خود و در تـركيه و عراق به سر مى بردند، ولى از همان جا به رهبرى و هدايت مردم عليه رژيم ادامه داده و در مراحل مختلف با پيامها و رهنمودهاى روشنگر خود، مردم را از آنچه در پشت پرده سياست ايران مى گذشت ، آگاه مى كردند.

نویسنده :امید خسروی

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 10:56 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                    مقدمه

 

چون در اين اوان سعادت نشان و زمان ميمنت اقران، خديو فلك جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالك فرانسه و پادشاه ايطاليا بناي اتحاد و الفت با اعليحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشيد آيت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گيتي ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه كسري و جم، فرمانفرماي ممالك فسيحة المسالك ايران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلي شاه قاجار- خلٌدالله ملكه و سلطانه- گذاشته به جهت تشييد مباني الفت و وفاق دولتين عليٌتين و تجديد عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتين بهيتين از دو جانب با رخصت كامله تعيين رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا وزير اعظم و كاتب سرٌ ايمپراطوري، صاحب كلك همايون اشرف نشان هاي دولت مسيو هوگ برنار ماره نام مأمور گرديده بناي عهد و شرط با بنده آستان فلك بنيان پادشاهي و چاكر ديرين سپهر اشتباه شاهنشاهي، سفير دولت جاويد قرار أبد قرين ميرزا محمٌدرضا وزير دارالسلطنه قزوين گذاشته به مقتضاي صلاح دولتين عليٌتين با يكديگر مكالمه و مجاهده نموده اند. قرار شرح مسطور ذيل مواد مرقومه را بنا گذاري نموده كه من بعد اولياي دو دولت كبري و امناي دو سلطنت عظمي رضانامه آنها را قلمي و به مهر همايون مزين ساخته تسليم يكديگر نمايند:

ماده اول- آن كه، فيمابين اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه ملك بارگاه ايران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا صلح مؤيٌد بوده، من بعد با يكديگر شرايط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعي فرموده همواره بين الدولتين عليٌتين كمال وفاق بوده باشد.

ماده دويٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم به مقتضاي مراسم دوستي و موافقت با دولت عليٌه ايران متعهد و كفيل گرديده كه من بعد أحدي رخنه در خاك ايران ننمايد و چنانچه أحدي خواسته باشد كه بعد از اين دخل در خاك ممالك ايران نمايد، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ايران كمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالك مزبوره را نمايند و به هيچ وجه خودداري نكنند.

ماده سوٌم- آن كه، جناب امپراطور اعظم اداي شهادت نمود كه مملكت گرجستان ملك حلال موروثي اعليحضرت پادشاه ايران مي باشد و حقيقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

ماده چهارم- آن كه، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا در خصوص اخراج نمودن طايفه روسيه از ملك گرجستان و تمامي خاك ايران به زور پادشاهانه خود لازم و قرارداد فرمودند كه طايفه مزبوره را جبراً و قهراً از جميع خاك ايران اخراج نموده و بالكليه ترك حدود كشور ايران نمايند و چنانچه با روسيه بناي عهد صلح نمايند، اين شروط از جمله شروط عهدنامه ايشان قرارداده، به طريق امور دولت خود در اين خصوص كوتاهي ننمايند و كمال تعهد در باب اين مطلب فرموده بر ذمٌت همٌت عالي خود واجب و لازم ساختند.

ماده پنجم- آن كه، از طرف قرين الشرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا يك نفر سفير معتبر رخصت گذار معيٌن آمده، در آستان فلك بنيان اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ايران اقامت نموده، به خدمت گذاري و صلاح انديشي دولتين عليٌتين قيام و اقدام نمايد.

ماده ششم- آن كه، هرگاه رأي بيضاضياي جهان آراي اعليحضرت پادشاه ممالك ايران اقتضا فرمايد كه عساكر پياده و توپچي را به رسم و ضابطه فرنگ تعليم و مهيٌا نمايد و بعضي قلعه ها به ضابطه قلعه فرنگ بنا گذارد، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا بنابراين مطلب توپ سفريه و تفنگ حربيٌه، و از هر قدر ضرور و لازم بوده باشد، به صوب ايران ارسال و قيمت آن را از قيمت فرنگستان به سر كار جناب امپراطور اعظم داده مي شود.

ماده هفتم- آن كه، از دولت عليٌه ايران هرگاه خواهش نمايند كه به طريق قلعه هاي فرنگ قلعه ساخته باشند و توپخانه به قاعده فرنگ ترتيب و عساكر پادشاه با ضابطه فرنگ تعليم نمايد، هرقدر توپچي و مهندس و تعليم چي لازم بوده و ضرور شود جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ايطاليا متعهد گرديد كه ارسال صوب ايران نمايد كه در آن جا ترسيم قلعه و ترتيب توپخانه و تعليم عساكر پياده نمايند.

ماده هشتم- آن كه، بنابر موافقت اين دو دولت بهيٌه، از جانب شوكت جوانب اعليحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ممالك ايران از هر جهت قطع مكاتبه و مراسله با قرال انگليس گرديده، از جانب دولت عليٌه ايران متعهد شوند كه بناي خصومت با ايشان گذاشته، به جهت دفع آنها عساكر روانه نمايند و بنابراين مطلب ايلچي سركار شوكتمدار پادشاهي كه به جانب هند و انگليس رفته به ارجاع و احضار او امر فرمايند و از جانب انگليس و كمپاني آنچه باليوز و وكلاي قرال انگليس در سواحل بنادر عجم و ولايات ايران اقامت نموده باشند آنها را مطرود و اموال و امتعه انگليس ضبط شده، تجارت ايشان را برٌاً و بحراً از جانب ايران مقطوع نمايند و فرمان قضا جريان پادشاهي در اين خصوص از مصدر عزٌ و شأن صادر گردد و در اثناي اين مخاصمه از طرف انگليس به جهت سفارت يا بهانه ديگر، هر گونه سفيري كه به جانب آستان فلك بنيان پادشاهي عزيمت نمايند ايشان را مطرود و مردود نموده راه ندهند.

ماده نهم- آن كه، هرگاه في المستقبل روسيه و انگليس با هم اتفاق نموده به جانب دولتين عليٌتين فرانسه و ايران عزيمت و حركت نمايند، اين دو دولت نيز باتفاق يكديگر به دفع آنها اقدام نموده از روي موافقت و اتحاد به مخاصمه و محاربه و مجادله آنها پردازند و چنانچه بناي سفر و حركت نمايند اولياي دولتين عليٌتين فرانسه و ايران يكديگر را خبر نموده، به دفع آنها اقدام نموده و آنچه در ماده سابقه مرقوم شده از ضبط مال و امتعه ايشان به طرق مشروح در ماده                      فوق عمل نمايند و در موافقت و اعانت يكديگر به هيچ وجه من الوجوه كوتاهي و اهمال و مساهله و امهال جايز و روا ندارند. 

ماده دهم- آن كه، اعليحضرت پادشاه سپهر بارگاه ايران موافقت و مطابقت فرموده از صوب افغان و قندهار و آن حدود تجهيز سپاه و تهيه جنود فرموده، در وقتي كه مشخص شود و معين گردد به جهت تسخير و تصرف ممالك هندوستان متصرفي انگليس عساكر و جنود منصوره پادشاهي را مأمور و ارسال فرمايند و ولايات متصرفي انگليس را ضبط و تسخير نمايند.

ماده يازدهم- آن كه، هرگاه كشتي فرانسه از صوب بنادر مملكت ايران ظهور و عبور نمايد و بعضي تداركات و جزئيات و برخي اشياء و ضروريات براي آنها دركار باشد و لازم گردد اهالي بنادر به ايشان محبت و معاونت نمايند و در تدارك آنها لوازم دوستي را به عمل آورده اعانت نمايند.

ماده دوازدهم-  آن كه، جناب امپراطور اعظم خواهش مي نمايند كه من بعد هرگاه به جانب هندوستان به جهت دفع انگليس فرستادن لشكر ضرور شود و اقتضا نمايد كه از جانب خشكي سپاهي به جهت هندوستان ارسال نمايند، اعليحضرت پادشاه ايران اذن و اجازت به ايشان عطا فرمايند كه از راه و هر طرف كه رأي جهان آراي شاهنشاهي اقتضا نمايد به آنها رخصت داده روانه هند شوند و سپاه ايران نيز با ايشان موافقت نموده، بالاتفاق عزيمت تسخير هندوستان نمايند و من بعد هر وقت كه اين اراده و عزيمت را داشته باشند موقوف است بر آنكه مجدداً با اولياي دولت عليٌه ايران در اين خصوص اظهار نموده، چنانچه رأي عالم آراي پادشاهي اقتضا فرمايد و رخصت عبور به ايشان بدهند، عهدنامه مجددي در اين خصوص فيمابين دولتين عليٌتين ايران و فرانسه قلمي داده عبور فرانسه و كميت لشكر آنها را كه چقدر بوده باشند و اينكه ذخاير و ضروريات ايشان در كدام راه و كدام منزل بايد تدارك شود و چقدر سپاه ايران همراه بوده باشند، همگي را قرارداد نموده به اذن و رخصت شاهنشاهي عهد و شروط علاحده شود كمترين بنده درگاه جسارت به تعهد اين مطلب ننموده، مجدداً موقوف است به عرض اولياي دولت قاهره و اذن شاهنشاه عالميان پناه.

ماده سيزدهم- آن كه، هرگاه به جهت كشتيهاي فرانسه در حين عبور از بنادر ايران بعضي از اشيا و ذخاير ضرور شود، اهالي بنادر به قيمت فروخته تنخواه از فرانسه بازيافت دارند و همچنين هرگاه در عبور سپاه ايشان از راه خشكي ذخيره و بعضي اشياء ضرور شود به نحوي كه در ماده سابقه قلمي شده ذخيره و آنچه به عساكر آنها ضرور شود، اهالي ايران به ايشان فروخته از قرار قيمت ايران تنخواه بازيافت نمايند.

ماده چهاردهم- آن كه، شروطي كه در ماده دوازدهم مرقوم شده مختصٌ دولت فرانسه بوده، با دولت روس و انگليس به هيچ وجه من الوجوه شروط مزبوره قرار داده نشود و از هيچ سمت به ايشان راه عبور و مرور ندهند.

ماده پانزدهم- آن كه، به جهت آمد و رفت تجار بنا بر انتفاع دولتين و امور متعلقه به تجارت در دارالسلطنه طهران به خاكپاي مبارك اعليحضرت پادشاهي عرض شده، قراردادي به جهت امور مزبور گذاشته شود و عهدنامه مجددي در اين خصوص مرقوم فرمايند.

ماده شانزدهم- آن كه، إن شاءالله تعالي اين عهدنامه در دارالسلطنه طهران بعد از چهار ماه از اين تاريخ تبديل شده، رضانامه به مهر مبارك اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاهي مزيٌن شده، تسليم اولياي دولت فرانسه و به مهر جناب امپراطوري رضانامه ايشان تسليم اولياي دولت عليٌه ايران شود.

تحريراً در اردوي جناب امپراطوري در فين كنشتين به تاريخ بيست و پنجم شهر صفرالمظفر سنه يك هزار و دويست و بيست و دو هجري.

محل مهر و امضاي                                                          محل مهر و امضاي   

    سفير ايران                                                                وزير مختار فرانسه

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 10:50 | لینک  | 

انقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن «انقلاب اسلامی» نیز گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری سید روح الله خمینی و با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در 22بهمن سال 1357 به پیروزی رسید.

هرچند می‌توان این طور استدلال کرد که انقلاب همچنان در حال پیشرفت است ولی محدوده زمانی آن از ژانویه 1978 با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به رهبر کشور تبدیل می‌شود. در این میان، پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه، آیت الله سید روح الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد.

اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در غالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی مذهبی برپایه اصول شبه خلافتی مسلمان و تفسیر خاصی از شیعه به نام (ولی فقیه) جابجا کرد.

درباره نتایج انقلاب مباحثات جدی و شدیدی مطرح است، برای برخی این مسئله مبدا شجاعت و فداکاری بود که نیروی اسلام به ارمغان آورده بود، نمونه‌ای باشکوه، انسانی و الهی برای همه انسان‌ها در دنیا به ولی برخی از ایرانیان انقلاب را اینگونه شرح می‌دهند، تحول در چند سالی که عقل خود را از دست داده بودیم و سال‌هایی که به اقتصاد و اعتبار ایرانیان ضربه خورد.

 

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 8:42 | لینک  | 

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 10:57 | لینک  | 

پس از وفات محمد شاه قاجار، ناصر‌الدين ميرزا وليعهد و جانشين وي زير حمايت و تربيت ميرزا تقي خان فراهاني (اميركبير) به تخت شاهنشاهي جلوس كرد. در دورة اين پادشاه قاجار – كه به مدت 50 سال طول كشيد – حوادث تاريخي گوناگوني در سراسر ايران بوقوع پيوست. اين پادشاه عياش و بي‌لياقت قاجار با خوشگذراني‌ها و سفرهاي متعددش به كشورهاي اروپايي بسياري از امتيازهاي مهم تجاري و سياسي را به بيگانگان فروخت و خزانه ايران را خالي نمود و تقريباً يك ايراني كاملاً ورشكسته بوجود آورد كه از هر سو دستخوش مداخلات بيگانگان قرار گرفته بود و غير از اين براي جبران خسارات و پر كردن خزانه دولتي از حكام ولايات مختلف رشوه مي‌گرفت و در مقابل گرفتن رشوه‌هاي كلان به آنها مقام و منزلت مي‌داد و در عوض دست آنها را در غارت مناطق تحت نفوذ آزاد مي‌گذاشت. و در كل به فكر مردم و كشور نبود. در دورة طولاني پادشاهي اين فرد تركمنها بسيار مورد ظلم و ستم حكام ايراني از يك طرف و خان خيوه از طرف ديگر قرار گرفتند. روسها كه در زمان محمد شاه به اين منطقه آمده بودند با توجه به ضعف ناصر‌الدين شاه و بي‌لياقتي حكام و بي‌سياستي آنها در قبال تركمنها به تقويت قدرت خود پرداختند. ناصر‌الدين شاه به جاي جذب آنها به دفعشان مي‌پرداخت و هيچ اقدامي در صدد جذب آنها به عمل نياورد و در نتيجه تركمنها بعد‌ها در معرض حملات بيرحمانه سربازان و فرماندهان وحشي روس قرار گرفتند و روسها خان‌ومان آنها را با عمليات وحشيانه از بين بردند. عاقبت در اين دوره تركمنها بر اثر فشار و اذيت از طرف ايران و خيوه و روس بسيار ضعيف و سپس نابود شدندو قسمت عمده‌اي از سرزمين تركمنها جزو قلمرو روس گشت. البته در مقابل اين حملات تركمنها باجان و دل ايستادگي نمودند آنها چندين بار در مقابل ايرانيها و خان خيوه به پيروزي رسيدند و چند مورد نيز روسها ضرب و شصت تركمنها را چشيدند ولي عاقبت بر اثر كينه و حسادت بين ايرانيها با تركمنها و اختلافات خانات خيوه و بي‌عرضگي حكام ايراني و سؤ تدبير از سوي ايشان در اداره امور تركمنها و تشويق آنها در جهت همكاري و اتحاد و حتي كمك دولت قاجار و حكام خراسان به روسها در جهت سركوبي تركمنها، فرماندهان وحشي روس تمامي تركستان را به تصرف خويش درآوردند و ناصرالدين شاهي كه ادعا مي‌كرد «اگر سنگي از آسمان فرود آيد و كرة خاك آن به بقوت طبيعي جذب نمايد من بتدبير مي‌توانم در هوا معلق نگاهدارم» . در نهايت بي تدبيري سرزمين تركمنها را به روسيان سپرد. قيام و فتنه‌سالار فرزند آصف‌الدوله كه در دورة محمد شاه به وقوع پيوست در اين دوره نيز ادامه داشت و تركمنهايي كه پيوسته به سركردگي خان ازبك در خدمت سالار بودند در اين دوره شكست خوردند و حسام السلطنه پس از دفع فتنه سالار به سرخس حمله كرد كه در جاي خود بحث خواهد شد.

نوشته شده توسط علی اکبر امجدیان در ساعت 10:58 | لینک  | 
 


> >